پله رکاب:





تمرین صخره:



پله رکاب:





تمرین صخره:



یک سال با یادت کوهنوردی کردیم...

توی صعود سراسری دماوند جایت خیلی خالی بود ، همش پیش خودم میگفتم اگر عیسی اینجا بودی...
عیسی جان...







عیسی جان روحت شاد ، یادت گرامی
با تشکر از هیئت اجرایی
در راین با دوستان بمی و بندر عباس آشنا شدیم که خانم افشار وبلاگ نویس بمی را انجا دیدم و خوشهال شدم که ایشان در این دوره هستند. سوار بر وانت شدیم راهی روستا...
در روستا در خانه قنبر که درش همیشه به روی کوهنوردان باز است مستقر شدیم(قنبر یک اتاق دارد که در اختیار کوهنوردان قرار میدهد) و با در خواست ما یک اتاق دیگر در اختیارمان قرار گرفت. ۵ نفر در یک اتاق و ۵ نفر دیگر در ان یکی سریع مستقر شدیم و کلاس تئوری شروع شد تا نهار و بعد از خوردن نهار مختصر راهی محل کلاس شدیم. برف خیلی شل بود به دلیل هوای بسیار گرم، در روز اول روش های گام برداری و کار با کلنگ را یاد گرفتیم و یک الی دو ساعت مانده به غروب رفتیم به محل استقرارمان حدود ۴ ساعت کار کردیم در روز اول.
روز دوم قرار شده بود ساعت ۵ بیدار باش و ساعت ۶ حرکت کنیم تا بتوانیم در برف سفت کار کنیم، سرپرست گفت همراه حرکت میکنیم به طرف محل کلاس و من هم شدم جلو دار یکی از بچه ها امد و گفت محل کلاس کجاست و من در جواب گفتم راهی نیست وایستا همه با هم حرکت میکنیم یه کم حرکت کرد به طرف جلو گفتم وایستا با هم بریم و چندین بار تکرار کردم اما گوش نداد نمیدانم به چه دلیل!!! بقیه بچه ها هم حرکت کردند و بدون توجه رفتند و من و دو تا از بچه های کرمان که آماده بودیم و به خاطر انها صبر کرده بودیم ماندیم و یه نگاه کردیم به اتاق ها و در ها را بستیم و بعد با هم حرکت کردیم و در اخر دیر رسیدیم و یه نکته را یاد نگرفتیم و من از مربی پرسیدم گفتم میشود یه بار دیگر تکرار کنید گفتند دیر میایید همین است در حالی که من و دو نفر دیگر از بچه های کرمان میخواستیم به فکر خودمان باشیم و توجه نکنیم به تیم زودتر از همه میرسیدیم!!!(تشکر میکنم از استاد که یه بار دیگر تکرار کردند برای ما سه نفر)
خلاصه کلاس روز دوم :کندن جای پا و روش صعود فرود تراورس در برف ، کارگاه گلابی و T و روشهای فرود و حمایت و تمرین با کلنگ را تا ساعت 2 کار کردیم و برگشتیم به روستا و نهار را خورده و تا حدود ساعتاهای 4 استراحت کردیم و بعد کلاس تئوری شروع شد.
روز سوم:
محل کلاس امروز دور تر بود و میبایست زود تر حرکت میکردیم یادم نیست ساعت حدود چند بود ولی وقتی به محل کلاس رسیدیم هنوز هوا تاریک بود امروز روز امتحان بود و تکرار کارهای این دو روز:
تیم سه نفره ما خیلی اشتباه داشت ،.من وقتی جایی برای اموزش میروم هدفم فقط یاد گرفتن افراد هست: پس توی امتحان روز اخر هم که میدیدم هم نوردم اشتباه میکند بهش تذکر میدادم و درستش را یادش میدادم و بعد ادامه کار ...
روز سومی خیلی خیلی ناراحت بودم اصلا دوست نداشتم این کلاس ها تمام بشود!!!![]()
بعد از اتمام امتحان عملی راهی روستا شدیم برای امتحان تئوری ، امتحان را دادیم و فرم نظر سنجی را پر کردیم و واقعا کلاس در سطح عالی بود اما من هیچ وقت به کسی نمره عالی نمیدهم چون وقتی به فردی نمره عالی را دادی دیگه ان فرد برای پیشرفت بیشتر تلاش نمیکند!!!
اعضای شرکت کننده:
مربی دوره:حسن نجاریان
احد درویش زاده محمد خانی،مصطفی علیخانی ، طیبه اذرشین(سرپرست) از باشگاه کوهنوردان امید کرمان - مطهره افشار ، محمد محسن زاده از بم - مهندس شرف ، آرشام ، محمد موسوی ،خانم سلینا از بندر عباس











عکاس:حسن نجاریان
تصاویر بیشتر در ادامه مطلب
ادامه مطلب...امیدوارم لحظات شادمانه، زیبا و باشکوهی در خاطرات همگی دوستان ارجمند ترسیم شود و سالی پربار و سراسر کامیابی را در پیش رو داشته باشید
یا مقلب القلوب والابصار
ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها
یا مدبر اللیل والنهار
ای تدبیر کننده روز و شب
یا محول الحول والاحوال
ای دگرگون کننده حالی به حال دیگر
حول حالنا الی احسن الحال
حال ما را به بهترین حال دگرگون کن
